فتوای علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت درباره‌ی مدعیان و منکران مهدویت ؟

 فتوای علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت درباره‌ی مدعیان و منکران مهدویت


در این مقاله متن فتاوای علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت ساکن مکه، که در قرن دهم هجری درباره‌ی اعتقاد به مهدی (علیه السلام) و نیز چگونگی برخورد با مدعیان مهدی بودن، صادر شده، ذکر می‌شود.
این فتاوا که به وسیله‌ی متقی هندی (م 975 ه‍.ق) صاحب کنزالعمّال در کتاب ارزش‌مند البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان ثبت گردیده، درواقع، پاسخی است به استفتایی که از سوی برخی از مردم هند شده، و در آن، حکمِ اعتقاد به یک مدعی مهدویت را که در سال 910 ه‍.ق در گذشته، پرسیدند که حکم کسی که به مهدی بودن او معتقد باشد و یا او را انکار کند، چیست؟ علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت، پاسخ‌هایی صادر شده که نظر به اهمیت این استفتا و پاسخ آنآ عین بخش‌هایی از آنها را ذکر می‌کنیم:

متن استفتا

خداوندا؛ حق را آن‌گونه که هست، بر ما نمایان کن و پیروی از آن را نصیب ما بگردان و باطل را به شکل خودش بر ما بنمایان و ما را به دوری از آن موفق بدار. نظر علما و بزرگان دین و پیشوایان مسلمانان- ایدهم‌الله بروح القدس- درباره‌ی این موضوع چیست: شخصی در هند پیدا شده، و در سال 910 در سرزمین عجم درگذشته است؛ وی مدعی گشته که مهدی موعود اوست، جماعتی به او اعتقاد پیدا کرده‌اند و هرکسی که منکر وی باشد تکفیر می‌کنند، نظر خود را درباره‌ی این شخص و معتقدان به او، و هم‌چنین نظر خود را درباره‌ی انکار «مهدی موعود» بیان فرمایید. (1)
خلاصه‌ی پاسخ علمای مذاهب چهارگانه
1. شافعی
سپاس خدای جهانیان را سزد، و ستایش بر سید ما محمد و صحابه‌ی او باد. خدایا! هدایت کن ما را درباره‌ی حقایقی که مورد اختلاف قرار گرفته و توفیق عنایت کن به راه صحیح.
اعتقاد این گروه، باطل و زشت است و نادانی روشنی می‌باشد و بدعتی فاحش، و گمراهی حتمی.
اما اول (یعنی اعتقاد این گروه به مهدی بودن آن شخص) باطل است؛ چون مخالف است با صریح احادیث فراوانی که گویای این می‌باشد که مهدی از اهل بیت رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) است و او، فرمان‌روای شرق و غرب زمین خواهد شد و جهان را پر از داد کند که مانند آن شنیده نشده و نیز عیسی بن مریم خروج خواهد کرد و در کشتن دجال بر دَرِ «لُدّ» (2) در سرزمین فلسطین به مهدی (علیه السلام) یاری خواهد داد، و مهدی (علیه السلام) پیشوای امت خواهد شد و عیسی بن مریم پشت سر او به نماز خواهد ایستاد و او سفیانی را می‌کشد و لشکری که برای جنگ با مهدی (علیه السلام) می‌فرستد، در منطقه‌ی بیداء (میان مکه و مدینه نزد ذوالحلیفه) در زمین فرو می‌روند، و جز دو نفر از آنها، کسی نجات نمی‌یابد؛ برای مهدی (علیه السلام) و ظهور او علامات بسیار دیگری نیز ذکر کرده‌ام، و در آن‌جا حدود صد نشانه که بتوان به وسیله‌ی آنها، مهدی (علیه السلام) را از غیر او تشخیص داد برشمرده‌ام، که همه از پیامبراکرم (صل الله علیه و آله و سلم)‌ و اصحاب ایشان و تابعین روایت شده است؛ و من آنها را از کتاب‌های عالمان و مؤلفان بزرگ گردآوری کرده‌ام، کتاب‌هایی که دارای احادیث و اسناد بسیار است، و حوادث عجیب و مشهوری درباره‌ی ظهور مهدی در آنها یاد گشته است.
این مطالب، همه نشان می‌دهد که این طایفه که معتقدند این شخصی که مرده مهدی است، گمراهند؛ برای هر عاقلی که احادیث مهدی (علیه السلام) را دیده باشد، کمترین شبهه‌ای باقی نمی‌ماند، که آن میتِ از بین رفته، مهدی موعود نیست... .
و اما دوم (این‌که، منکران آن شخص را، کافر می‌دانند) این هم صحیح نیست؛ زیرا پی‌آمد آن، این است که برخی از بزرگانی که چنین باوری را منکر شده‌اند، کافر بدانیم و اگر کسی مؤمنی را به خاطر دینش کافر بداند، خود او کافر است و در صورتی که توبه نکند و مجدداً اسلام را نپذیرد باید گردنش زده شود، و کسی که صحابه را کافر بداند یا امت را گمراه شمارد کافر است، پس این گروه گمراه ملحد، اگر به چیزی از این قبیل مطالب که ذکر شد، که مستلزم کافر دانستن دیگران است، تصریح کنند، خود آنها کافر و مرتد از دین هستند، و بر امام مسلمانان لازم است که احکام و سخت‌گیری‌هایی، که در حقشان ذکر کردیم، بر آنان جاری کند و سخت‌ترین مجازات را در حق آنان روا دارد تا به حق برگردند و به (راه) درست اعتراف نمایند.
و اما سوم، (انکار مهدی موعود)، ملازم همان حکم قبلی است، اگر این انکار، به خاطر انکار سنت باشد، حکم کفر و ارتداد آنان باید صادر، و کشته شوند، آن‌گونه که در قسمت قبل گذشت؛ و اگر این انکار، نه به خاطر انکار سنت، بلکه صرف دشمنی با بزرگان اسلامی باشد، پس تعزیر آنها لازم است... . و الله سبحانه و تعالی اعلم و هو ولی الهدایة و التوفیق. این را احمد بن حجر شافعی گفته و نوشته است. (3)
2. فتوای حنفی
سپاس خداوند متعال را. «رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً» (4).
باور گروهی که بدان اشاره شد و این مسائل زشت از آنها نقل گردید، باطل است و اصل و حقیقتی ندارد و لازم است که با شدت هرچه بیشتر آنها را نابود کرد و با قوت، آنها را رد کرد، به خاطر مخالفتشان با روایات صحیح و اخبار صریحی که به صورت متواتر و مستفیض وارد شده، با این مضمون که مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان ظهور می‌کند و همراه با عیسی (علیه السلام) خواهد آمد، و به عیسی، در کشتن دجال یاری خواهد رساند و پیش از ظهورش، نشانه‌هایی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: خروج سفیانی، خسوف ماه در رمضان، و حتی دو بار خسوف ماه طبق احادیث دیگر، و کسوف خورشید در نیمه‌ی ماه رمضان برخلاف متعارف حساب‌های نجوم، و تمام اینها تاکنون واقع نشده است، پس تحقق نیافتن هیچ یک از این نشانه‌هایی که روایت بر آنها دلالت دارد، دلیل بر فساد اعتقاد آنان، و این‌که دچار اشتباه شده‌اند می‌باشد و جایز نیست هیچ مسلمانی را تکفیر کنند.
و اگر مخالفان خودشان را، به خاطر اعتقادشان، کافر بدانند، آن هم به خاطر مخالفتشان با اعتقاد باطل آنها، کافر شده‌اند: زیرا اگر کسی معتقد شود که مسلمانی کافر است، درواقع بر این باور است که دین او کفر است و این خود، موجب کفر می‌شود، و بر او احکام کفر از قبیل، استتابه (5) و قتل، جاری می‌شود؛ ... این سخن، نوشته و گفته‌ی احمد ابوالسرور بن الضیاء الحنفی است. (6)
3. فتوای مالکی
«الحمد لله وحده ما شاءالله لا قوة إلّا بالله.»
عقیده‌ی طایفه‌ی یاد شده، درباره‌ی آن میت در گذشته، که او مهدی موعودی (علیه السلام) است که باید در آخرالزمان ظهور کند، باطل و پوچ است، به سبب احادیث صحیحه‌ای که دلالت دارد بر وجود مهدی و خروج او و نیز حوادثی که در آستانه‌ی ظهور او اتفاق خواهد افتاد، همانند ظهور سفیانی، فرو رفتن سفیانی و لشکرش در زمین، در منطقه‌ی بیداء، کسوف خورشید در نیمه‌ی ماه رمضان، و خسوف ماه در اول آن و دیگر حوادث؛ و نیز به سبب احادیثی که دلالت دارند بر اینکه مهدی (علیه السلام)، فرمان‌روای زمین خواهد شد و دجال، در روزگار وی ظهور خواهد کرد و دیگر علاماتی که هیچ کدام در دوره‌ی این شخص مرده‌ای که بدان اشاره شده تحقق نیافته است؛ پس روشن شد اعتقاد آنان درباره‌ی این شخص که وی را مهدی می‌پنداشتند، باطل است؛ و اصل و اساسی ندارد... این را محمد بن محمد بن الخطاب مالکی گفته و نوشته است. (7)
4. فتوای حنبلی
«الحمد لله، اللّهمّ اهدِنا لما اختلفَ فیه من الحقّ بإذنک.»
عقیده‌ی مذکور، بدون شک، باطل است؛ چون مستلزم مخالفت و رد احادیث صحیحی است که از پیامبراکرم (صل الله علیه و آله و سلم) رسیده است. پیامبر در این احادیث، از ظهور مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان خبر داده است، و ویژگی‌های شخصی مهدی، و حوادث زمان ظهور را یاد کرده است.
یکی از علائم مهم ظهور مهدی، که کسی نمی‌تواند ادعا کند که واقع شده است، فرود آمدن حضرت عیسای مسیح از آسمان، و قرار گرفتن او در کنار مهدی، و نمازگزاردن او پشت سر مهدی و همین‌طور، خروج دجال و کشتن او، که این مسائل و حوادث این چنینی برای میتِ مذکور کجا اتفاق افتاده است؟.
و اما تکفیر کسانی‌که با آنها مخالفت کرده‌اند، اگر بر این باورند که مسلمانان در مورد اعتقاد آنها برخلاف حق هستند و این‌که با این نپذیرفتن، از اسلام خارج شده‌اند، پس مرتد شده‌اند.
و کسی که مهدی موعود (علیه السلام) را تکذیب کند، پس رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) به کفر او خبر داده و اگر این گروه گمراه، بر کفر مسلمانان اصرار بورزند، بر امام مسلمانان یا جانشینان او لازم است احکام مرتدین از اسلام را بر آنها جاری سازد؛ به این شکل که اول آنها را سه بار استتابه می‌دهد، اگر توبه کردند که مجازاتی ندارند، وگرنه گردن‌های‌شان را با شمشیر می‌زند تا امثال این بدعت‌گذاران از کار خود پشیمان شوند و خداوند، مسلمانان را از دست آنها راحت گرداند؛ خداوند، داناتر به راه صحیح است، این را نیازمند درگاه ربوبی، یحیی بن محمد حنبلی گفته و نوشته است. (8)

پی‌نوشت‌ها:

1.متقی هندی، البرهان فی علامات صاحب الزمان، ج2، ص 865-876.
2.«لُدَّ» روستایی نزدیک بیت المقدس از نواحی فلسطین می‌باشد، بر دَرِ آن عیسی بن مریم دجال را می‌یابد و او را می‌کشد، (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج5، ص 15).
3.وی احمد بن حجر هیتمی و به روایتی هیثمی می‌باشد که دارای تألیفات معروفی همانند الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقه است.
4.کهف (18) آیه 10:‌ ای پروردگار ما! ما را از سوی خود رحمت عنایت کن و کار ما را به راه رستگاری انداز.
5.استتابه، یعنی: درخواست توبه کردن که در فقه، درباره‌ی مرتد گفته شده: اول از او خواسته می‌شود توبه کند و اگر توبه نکرد به قتل می‌رسد (عبدالرحمان جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص 425).
6.متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ج2، ص 871-873.
7.همان، ص 872-874.
8.همان، ص 875-876.

منبع مقاله : 
اکبرنژاد، مهدی؛ (1386)، بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، قم: مؤسسه بوستان کتاب(مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، سوم 1388

پیدایش شیطان پرستی در ایران

پیدایش شیطان پرستی در ایران



نوع جدید شیطان پرستی طی یک بازه زمانی ده ساله با چند وقفه ی کوتاه به ایران نفوذ پیدا کرده است که در چند بند به بررسی آن می پردازیم:

یک نحوه ی ورود

چند گروه عامل ورود شیطان پرستی به ایران بوده اند که در بند بعدی به آن ها اشاره خواهد شد؛ اما به صورت کلی چند اقدام نقش بسزایی ورود جریان مذکور به کشور داشته اند.
یک. مهم ترین عامل ورود شیطان پرستی به ایران، رواج یافتن میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار برقی بوده است. طی ده سال گذشته، موسیقی متالیکا به صورت زیرزمینی و غیر مجاز وارد کشور شده و در چارچوب آن، مفاهیم شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است.
دو. اقدام تأمل برانگیز و بسیار غیرمسئولانه ی متولیان امر در صدور مجوز برای گروه ها، آلبوم ها و کتاب های اشعار موسیقی متالیکا نیز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به این نحله ی انحرافی فراهم آورد.
برای نمونه در کتاب « رقص شیطان » مترجم در یادداشت خود، هدف و انگیزه اش را از ترجمه ی اشعار متالیکا این گونه بیان می دارد.
« به پرس و جو درباره ی نوع موسیقی این گروه پرداختم که موسیقی زنده ی جهان معاصر است و مانند زبانی جهانی، حکم یک واسطه را دارند... اگر جیغ دارند و فریاد می زنند؛ از غم دارند و حرف از پوچی می زنند، نشانه هستند و نشان از حرف دل جوانان و مردمی دارند که جیغ، فریاد، غم و احساس پوچی دارند ». (1)
در ادامه درباره روش مترجمان کتاب این گونه می نویسد:
« هر یک از مترجمان محترم، با شناخت از حس و حال و هوای اشعار گروه متالیکا و نیز گروه بیلتز و با توجه به سبک شعرها، ضمن وفاداری به اصل آن ها تعهیداتی را به کار بردند تا علاوه بر انتقال مفاهیم [(!)] کوچک ترین لطمه ای به زیبایی اشعار (هر یک به نوع خود، یکی در سردی و خشونت و دیگری لطافت و نرمی) وارد نیاید تا خواننده ی گرامی بتواند از طریق معانی اشعار به اندیشه ی شاعر [(!)] پی ببرد ». (2)
در ادامه، قسمتی از اشعار بلند و عالیه [(!)] این کتاب که مربوط به « جیمز هتفیلد » (3) است، می آید:
رقص شیطان (4)
آره، من هم حست می کنم
حس می کنم؛ که چه می کنی
آتشی می بینم درون چشمانت که می سوزد و به تو غذا می رساند
که به درون نفوذ می کند
در ژرفنایت می دانی، بذرهایی که پاشیدم رشد خواهند کرد
روزی خواهی دید؛
آن رقص نزد من خواهد آمد
آره، بیا، بیا و امتحان کن!
خوبه
بیا برقصیم!
مار (5)
من ماری هستم؛
وسوسه کننده، آن نیشی که زدی؛
بگذار من برایت تصمیم بگیرم؛ خود را پشت سر بگذار.
ترس به خود راه نده
آن چه می خواهی نزد من است
خوشحالم که تو را می بینم
هاها!!
هم چنین در جایی دیگر (6) می آید:
جنازه ای بدون جان
شیطان
گرفته است «2»
گرفته است باجش را
و خالی می کند بر سر من
من
به دام افتاده ام «2»
افتاده ام به طلسمش
امشب
من می روم «2»
من می روم به جهنم
کولاک آتش ضد مسیح (7)
آتش تابان و درخشان می سوزد
از میان تاریکی و شب های سرد
بادهای طوفانی در مافوق، طوفان در قلبم
در تاریک ترین شب ها
من شیطان را احساس می کنم که گریه می کند
... اجازه بده که روح شیطان به پرواز درآید
دیوارهایی را که مرا اسیر می کنند خراب کن
روحم را آزاد کن پس می تواند بلند شود
من را به منجمد شدن ابدی هدایت کن.

دو. حاملان شیطان پرستی

آورندگان شیطان پرستی به ایران شامل افراد و گروه های ذیل محسوب می شوند:
یک: تحصیل کرده ها و سرخورده های اجتماعی در خارج از کشور که دچار خسارت و شکست های سنگین مادی یا معنوی شده بودند.
دو. فرزندان منافقان فراری، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادی رژیم پهلوی که قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از کشور شده بودند.
سه. افرادی از خانواده های بسیار ثروتمندِ مقیم داخل کشور که روابط خانوادگی و... با خارج دارند.
چهار. جاسوسان فرهنگی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی که با هدف استحاله ی فرهنگی وارد کشور شدند.
پنج. فعالان حوزه ی هنر و موسیقی که با کشورهای دیگر به ویژه امریکا، انگلیس، کانادا و استرالیا در ارتباط بوده و بنابر دلایل حرفه ای و شغلی مسافرت های متعددی داشته اند.

سه. شیوه های تبلیغ

یک. انتشار سی دی و پوسترهای مربوط به خوانندگان متالیکا.
دو. گسترش یافتن پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های شیطان پرستان؛
سه. تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفت و گوهای دوستانه به ویژه در مناطق مرفه شهرهای تهران، شیراز، اصفهان و...
چهار. تبلیغ در تالارهای گفت و گو مجازی.

چهار. زمینه های جذب

باید یادآور شد که تعدادی از مسائل اشاره شده، در این بخش نیز باید تکرار شوند:
یک: موسیقی متال: این موسیقی در ایران، مانند بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی به گونه ای که شرح آن آمد، وارد شد و توانست پس از مدت کوتاهی به میان جوانان سست عقیده راه یابد.
دو. افول معنویت: اگر چه در بسیاری مسائل، ایران اسلامی در جایگاه والاتری از معنویات قرار دارد؛ ولی سیر جهانی و فراگیر تلاش قدرت های بزرگ فرامنطقه ای برای استحاله ی فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن مناسبات جاری و تأثیرپذیری مردم کشورمان از شرایط جهان، زمینه ای برای رشد چنین جریان هایی را فراهم ساخته است. باید عنایت داشت روند رو به رشد استفاده از شبکه های ماهواره ای، عامل تعیین کننده ای در جذب و گرایش به این گروه ها است.
سه. سرمایه گذاری: در بخش های قبل اشاره کردیم که سازمان های جاسوسی کشورهای غربی تلاش سازمان یافته ای را برای استحاله ی فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده و تلاش می کنند تا به « تهی سازی فرهنگی » جوانان کشور بپردازند. دشمن در این راه، مبالغ قابل توجهی را تدارک دیده است؛ از جمله باید اشاره کرد که طبق گزارش برخی از رسانه های مستقل در سال های اخیر، دولت امریکا مبلغ هشت میلیون دلار را به فعالیت و تبلیغ گروه های شیطان پرست، اختصاص داده است.
چهار. اینترنت: رشد تعداد مخاطبان شبکه ی جهانی اینترنت طی سالیان اخیر، آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان پرستان اشاره کرد. بیش تر فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می گیرد، این وبلاگ ها هم زمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان پرستان ایران فعالیت خود را آغاز کردند و اظهار می کنند که فردی با نام مستعارِ اهریمن در ایران، آن ها را هدایت می کند.
روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های مذکور بدین صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوش آمدگویی دریافت می کنند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد، به برخی مهمانی های شبانه و یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند تا در این باره راهنمایی شوند.
این وبلاگ ها فعالیت خود را در چندین محور از جمله انتشار عکس های شیطان پرستان، ارائه دانلود آهنگ های متال و راک، تبلیغ خوانندگان و آلبوم های آنان، رواج مدهای جدید شیطان پرستان، بحث و گفت و گو درباره شیطان، خبرسازی یا انتشار اخبار برای جلب توجه و زمینه سازی، شبهه افکنی درباره وجود خدا، امکان معاد و... دنبال می کنند.
برای مثال، وبلاگ شیطان خطاب به خدا می نویسد: (8)
« چرا چیزهایی را که به اطرافیانم دادی، به من ندادی؟ و چرا می خواهی بدبختی مرا ببینی؟ چرا منو از این دنیای کثیف و از بین کسانی که از شون نفرت دارم، رها نمی کنی؟ حالم از زندگی بینِ این لجن به هم می خوره. جلوی پای من کم سنگ انداختی؟ کم آدم هایی رو مثل من بدبخت کردی؟
این وبلاگ هم چنین در ادامه می آورد:
« همیشه لحظه شماری می کردم برای سال نو، عیدی پدر و مادر از همه چیز لذت بخش تر بود؛ ولی الآن سال نو بوی تنفر می ده، بوی مرده می ده، وقتی کسی رو می بینم که خدا رو ستایش می کنه، تف و لعنتش می کنم، نفرینش می کنم، از هیچ چیز خبر نداره آن قدر خوشه که هیچ چی حس نمی کنه. چرا پدر و مادرم منو ترک کردن، چرا منو نفرین می کنن، بهم می خندن، مگه من شاخ دارم لباس نو برام ارزش نداره چون بوی کفن رو دارم حس می کنم، تو خدا نیستی، تو هیچ نیستی، اصلاً من بهت اعتقاد ندارم، چون برای من بی ارزشی، پستی، من به هیچ چیز اعتقاد ندارم، هیچ کس هم نه می پرستم نه قبول دارم، بعد این دنیا هم دنیایی نیست می میریم و می پوسیم، از لاشه ی ما گلی سبز میشه که خار نداره، (9) هیچ شیطانی وجود نداره؛ ولی آن قدر آدم ها بهش اعتقاد دارن قبولش دارن و فکر می کنن که شیطان پروردگار ما هست که یک نیرویی به وجود اومده که خیلی چیزها رو می تونه نابود کنه. اگر بلک متال نبود، من می مردم. ای کاش نبود، چون وقتی گوش می دم می رم به دوران خلسه به جایی می رم که هیچ کس وجود نداره، گناهی نیست، ثوابی نیست. آدم احمق نیست، خدا نیست، پیامبران دروغین نیست، شهوت و هزار تا چیز دیگه ای که این جا هست یا چیزی که هست و این جا وجود نداره اون جا نیست، فقط یک نور سیاهی هست که چشمتو نمی زنه، بوی همون گلی که گفتم از لاشه ی آدم ها سبز میشه میاد که مست می کنه، ترس و وحشت نیست، چیزی نیست که بهش فکر کنی خودتی ».

پی نوشت ها :

1. هتفیلد، جیمز، رقص شیطان، صص 11و 12.
2. همان، ص 13.
3. James Hetifield. ترانه سرای اصلی، گیتاریست و یکی از بنیان گذاران گروه هوی متال است.
4. هتفیلد، جیمز، رقص شیطان، صص 212 - 215.
5. مار در آموزه های مسیحی و یهودی، نماد شیطان و وسوسه هایش است. در اسلام نیز احادیثی به همین امر اشاره دارند. ر. ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 46، ص 5، ح 6.
6. هتفیلد، جیمز، رقص شیطان، ص 282.
7. کریمی، حمید، جهان تاریک، صص 162 و 163.
8. نامه نوشتن، از مسیحیان شیطان پرست الگوبرداری شده و همانند آنان حرف های نامربوطی خطاب به خدا گفته می شود. متن بدون تغییر این جا نقل شده است.
9. این کلام به وضوح اشاره به مسئله ی تناسخ دارد.

منبع مقاله : 
امین خندقی، جواد، (1390)، شناخت و بررسی شیطان پرستی، قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ پانزدهم